چند وقتیه یه چیزی می خوام بنویسم ربطی هم به هیچی نداره. مربوط به اینه که چرا چند وقته نمی تونم درست حرف بزنم. حالا دقیقا نمی دونم چی می خواستم بنویسم. مهم هم نیست زیاد

همین تمرکز نداشتن و درست و حسابی نتونستن تمرکز کردن رو چیزی که می خوای بنویسی. بعد هم لفت دادن و لفت دادن و بعد عوامل محیطی هم توش دخیل بودن و بهش دامن زدن. هر چی میخوام بنویسم هی مجبورم چونه درازی کنم و گزارش نویسی و از این و اون توضیح نوشتن و مثلا میشه از خود تعریف کردن و خلاصه از اصل مطلب دور افتادن. یا کلا چیز دیگه ای شدن. نمی دونم شخصی نوشتن خوبه یا غیرشخصی نوشتن. صرف از خود نوشتن یا از دیگران؟ یا اصلا چطور از اونا نوشتن. چیزای مسخره ای از این قبیل که نمی دونم چقدر اصلا موضوعیت داره!!

 

به همین دلایل مسخره هم دوست نداشتم لینک داشته باشم. اما به خاطر ظاهر جالبی که مثلا به این قالب میده گذاشتم!! فک کنم اشتباه کردم. استعداد عجیبی در خلق موقعیت های پیچیده دارم!‌ الکی الکی برای خودم موقعیت بغرنج درست می کنم. دلیلی نمی بینم توضیح بدم اما جدیدا یک توهماتی هم درست شده که فکر کردم بنویسم بهتره. یک موذی گری هایی در جریانه که حالم داره ازش به هم می خوره. خواستم بگم آقای عین لطف بفرمایید دیگه در اینجا کامنت نذارید. چون حالم از حضورت به هم می خوره! چیز بیشتری به ذهنم نمی رسه بنویسم. همین

 

 

/ 0 نظر / 27 بازدید